ژوئن 25, 2007 با Ãmir
روزای قدیم…نه اونقدری که به یاد شماها نیاد، آدمایی بودن که زیر یک آسمون با هم زندگی می کردن و از شاد بودن همدیگه شاد بودن.
زمانای نه چندان دور، مردم بی هیچ چشمداشتی سهمی از حق خودشون رو با دیگران تقسیم می کردن که خدایی نکرده دیگران تو سختی نیفتن.
یه موقع، یه خانواده، چندتا همسایه، یه محله و… دور هم جمع می شدن و شام و صبحونه و عصرونه رو کنار هم می خوردن…
یه موقع تو اتوبوس… یه آدم میانسال که وایساده بود، مردم از جاشون بلند می شدن تا اون شخص بشینه و اصلاً سر اینکه کی بلند بشه دعوا بود!
.
.
.
امروز…
من اگه یکی رو ناراحت نکنم شب خوابم نمیبره!
من اگه حق یکی رو نخورم، زندگیم نمی چرخه!
سهم من مال من… سهم دیگران هم البته مال منه!
همنشینی و شب نشینی و توحیاط نشینی و همسایه و ننه بزرگ و عمه و عمو کیلویی چندن؟! من شیکم خودم رو سیر کنم…گور بابای آدم گشنه. چشمش کور، دندش نرم! می خواست بره بیشتر کار کنه دو زار کاسب بشه؟ به من چه!
تو اتوبوس یا مترو نشستم، یا مرد رو به موت میاد تو… خودم رو می زنم به خواب نکنه یه وقت بخواد بشینه جای من!
**
امروز که داشتم برمی گشتم خونه، نشستم تو تاکسی خطی و منتظر شدم که یکی دیگه بیاد و راه بیفتیم. غیر از من یه دختر و یه پسر دیگه هم تو ماشین بودن (خیالتون راحت یکی جلو نشسته بود اون یکی عقب، اون گوشه ماشین. بنابراین هیچ گونه فکر انقلابی به خودتون راه ندین!) هرچی وایسادیم مسافر نیومد، اومدم بیرون یه کم هوا بخورم که یه مادر دختر رسیدن و گفتن که می خوان برن میدون هروی. زحمتتون ندم، جامو دادم بهشون و رفتم تو ماشین بعدی و یه ده دقیقه دیگه منتظر شدیم تا سه تا مسافر دیگه پیدا بشن. از اونجایی که موقعی که من رسیدم ماشین خالی بود، من نشستم جلو، دو تا خانوم هم اومدن و رفتن عقب… نفر سوم یه آقای بود در حدود اییییییینقدر!! اندازه ی دو نفر (چه از نظر عرض و چه عمق!) به هرحال یه نگاهی به من کرد و رفت عقب نشست. تو مدتی که این پشت سر من جابجا شد و ماشین راه افتاد من کلی فکر کردم که بهش بگم بیاد بشینه جلو. ولی گفتم شاید بهش بربخوره… اگه می خواست خودش می گفت. بعد که فکر کردم دیدم شاید روش نشده بگه و حجب و حیا و از این حرفا. بعد یاد دو تا خانومی که کنارش نشسته بودن افتادم و پیش خودم گفتم خوب الان تو این وضعیت اونا هم کلی به خودشون فشار آوردن تا به سختی بشینن! ولی خوب… بازم به من ربطی نداره، می خواست خودش بگه (آقاچاقه رو میگم) وقتی مردم خودشون نمی خوان من چرا دل بسوزونم؟ اصلاً این مسیر اکثراً وسطش پیاده می شن و تا آخر نمیان. بذار اونجوری جاشون وا می شه!
ولی خوب… تا آخر مسیر هیچکی پیاده نشد و زانوهای مرد چاق که از پشت صندلی به کمرم فشار می آورد، وجدانم رو به مقادیر زیادی قلقلک داد. جوری که دیگه نزدیکای آخرای مسیر زودتر خداخدا می کردم که از ماشین پیاده شم و احساس نگاه های پشت سریهام که ازشون فحش و بدوبیراه به طرفم پرت می شد رو تو ماشین جا بذارم! ولی افسوس و صد افسوس… که مرز بین خوبی و بدی چقدر باریکه!
ارسال شده در روزمرگی | بیان دیدگاه »
ژوئن 21, 2007 با Ãmir
شمردم؛ این بیستمین پست خرداد ماهه که می نویسم. بطور متوسط، هر سه روز دوتا پست.
اولین پستیه که تو وردپرس می نویسم و هنوز گیج گیجم!! حتی نمی دونم چی شد که این اسم رو برای وبلاگ انتخاب کردم. البته اینو می دونم که کلمه ی dotless تو انگلیسی نداریم ولی من برای اینکه بگم می تونم به غیر از فارسی، تو انگلیسی هم دخل و تصرف کنم این اسم رو انتخاب کردم! (بازم می گم نمیدونم چرا!)
- خرداد هم تموم شد. تابستون شروع شد. من هنوز تو تعطیلاتم.
- شب شیشه ای هم دیشب تموم شد. خوش به حال مجریش. شب آخری کلی کیفور شد! چهارصد و خورده ای هزار SMS برای حضور ممد گلزار!!
- یه هفته دیگه اکانت این ماهم تموم میشه. دارم n مگابایت دی وی دی دانلود می کنم که از سهمیه م استفاده کرده باشم!
- عکس زیر تزئینی است:


ارسال شده در روزمرگی | بیان دیدگاه »
می 9, 2007 با Ãmir
یکی از تاثیرگذارترین آهنگ هایی که تو این دوسه ساله شنیدم مربوط می شه به آهنگ “تاریکی (Darkness)” از Darren Hayes. احتمالاً این خواننده ی استرالیایی الاصل رو بشناسین. اگر کارهایی که خودش ساخته و تو دو آلبوم اخیرش به بازار داده رو هم نشنیده باشین، احتمالاً اسم گروه Savage Garden رو شنیدین که تو زمان خودش – سال های 97 تا 2001- کلی طرفدار پیدا کرد و هنوز هم جزو گروه های تاپ پاپ/راک این چند ساله محسوب می شدن.خوب Darren Hayes خواننده ی این گروه بود که البته نیمی از بار شهرت و محبوبیت گروه رو به دوش می کشید و نیم دیگر رو شونه ی Daniel Jones بود که گیتاریست Savage Garden محسوب می شد.
باری…! Darren Hayes تصمیم گرفت که به آمریکا بره و این در حالی بود که Daniel قصد نداشت که استرالیا رو ترک کنه، بنابراین گروه در سال 2001 منحل شد و Darren اولین آلبوم تک نفره خودش رو در سال 2002 با نام Spin به بازار عرضه کرد که گرچه از نظر کیفیت، قابل مقایسه با آهنگ های Savage Garden نبود، اما با وجود صدای بی نظیر Darren، انتظار فروش بالا، انتظار بیجایی نبود. ضمن اینکه تک آهنگ هایی از اون هم آهنگ های دلنشینی بودن که سلیقه های مختلف رو راضی نگه می داشتن.

آلبوم دوم Darren Hayes در سال 2004 و با عنوان Tension and the Spark از نظر دوستداران Savage Garden یه عقبگرد کامل به حساب میومد، چرا که سبک راک منحصر به فردی که تو گروه استفاده می شد، اینجا جای خودش رو به آهنگ هایی داده بود که تماماً به صورت الکترونیک ساخته شده و در آلبوم قرار گرفته بودن.(البته آلبوم اول هم به صورت الکترونیک ساخته شده بود ولی اینجا دیگه خیلی زیاده روی شده بود) اما با وجود قطعات بعضاً سرد و پراز حس ناامیدی ای که تو آلبوم قرار گرفته بودن، تنظیم های فوق العاده به علاوه ترانه های سنگین و البته جذاب، جلوی هرنوع انتقادی رو که می تونست Darren Hayes رو نابود کنه گرفت و علاوه بر طرفداری قبلیش، دسته جدیدی از جوون ها رو طرفدار این خواننده 32 ساله کرد. (در سال 2004، 32 ساله بود، وگرنه که الان بیشتره!)
البته این رو هم بگم که همونقدر که سبک کارش می تونه برای بعضی ها جذاب باشه برای دیگرانف کسل کننده ا حتی منزجرکنده باشه. باید گوش کرد تا فهمید!
آهنگ Darkness که صحبتش در ابتدای بحث رفت، آهنگ ابتدایی همین آلبومه که شاید بشه لقب بهترین آهنگ آلبوم رو بهش داد. گرچه آهنگ های دیگه ای مثل I Like the way, Unlovable و Sense of Humor هم هستندکه می تونن نظرهارو به خودشون جلب کنن.
نکته جالبی که می تونم راجع به این آهنگ بگم اینه که از هر دو جنبه آهنگ (ملودی و تنظیم) و ترانه، می تونه توجه مخاطب رو به خودش جلب کنه، طوری که با ده ها بار گوش دادن هم ازش دلزده نشین. حالا اگه هر دوی این وجوه بتونه شما رو جذب خودشون کنه، احتمالاً این قطعه ی هنری رو به عنوان یکی از مهمترین آهنگ های سراسر عمرتون انتخاب خواهید کرد. متن ترانه رو در ادامه ی مطلب گذاشتم که ازتون دعوت می کنم که بخونیدش. ملغمه ایه از حسرت، عشق، فلسفه و پوچی! که البته ناامیدتون نمی کنه.

امروز صبح که سری به سایت رسمی Darren Hayes زده بودم دیدم که آلبوم سوم این خواننده تا دو ماه دیگه به بازار میاد. ظاهراً Darren Hayes تلافی این سه سال سکوت رو با 25 ترک در دو آلبوم در آورده. غیر از بیوگرافی و گالری عکس ها و نمونه هایی از آهنگ های جدیدش و البته موزیک ویدیوهای اونها و طراحی جلد جالب آلبوم جدیدش که می تونین روی سایتش ببینید، طراحی خود سایت هم بسیار هنرمندانه و چشمنوازه که به ارزش یکبار سر زدنش می ارزه.
دانلود Darkness
ادامهی این ورودی را بخوانید »
ارسال شده در آدم های معروف, دانلود, موسیقی | ۱ دیدگاه »